می خواهیم راز این سخن آدولف هیتلر را نمایان کنیم .
آدولف هیتلر : به هیچ وجه مهم نیست . وقتی ما فاتح شدیم هیچ کس در این باره سوالی
نخواهد کرد .
نخستین سنگ را کسی پرتاب کند که خود شرمسار گناهی نباشد . این جمله در کتاب مقدس
آمده است . از زبان مسیح . اما در کتاب سیاست مسیحائی نیست . این جا همه حکایت از
یهوداهاست ، و آن که نخستین سنگ محکومیت را بر سر اعوان و نصار هیتلر می شکند
خود بار جنایتی ازخون صدها هزار زن و کودک بی گناه ژاپنی را بر گرده دارد اما فکرش
را هم نکنید آقایان . که دیده است کسی ازپیروز مندان حساب بکشد ؟
سروته یک کرباس فاتح و مغلوب ، هر دو سر و ته یک کرباس ، پشت و روی یک سکه !!
تو خطا کرده ای هیتلر . در این تردیدی نیست . اما آیا من خود به راه راست رفته ام ؟
آمرکا که از۲۰ نوامبر ۱۹۴۵ تا اول اکتبر ۱۹۴۶ در نورنبرگ بر مسند قضاوت اعمال و
افعال سرکرده گان حکومت نازی می نشیند ،چهارماه پیش از آن به خود اجازه داده است که
فاجعه خونین هیروشیما را پیش ار آنکه ژاپن فرصت تسلیم شدن یابد در ناکازاکی تکرار کند
بی این که برای این جنایت مشهود جز ساده خوئی دلیلی داشته باشد .
آنچه محقق است این است که فاجعه غیر قابل توجیه هیروشیما برای تسلیم بی قید و شرط
ژاپن کافی بود و تکرار آن در ناکازاکی تنها یک انگیزه داشت : نیاز زرادخانه اتمی آمریکا
به یک آزمایش عملی دیگر!بمب نخستین از اورانیوم بود و دستگاه نظامی امریکا نیازمند آن
بود که نتایج عملی کاربرد بمبی را که از پلوتونیوم بود نیز در تجربه زنده و عملی به دست
آورد !آخر ، فاتح که شدید دیگر کسی از شما حساب نمی کشد !

قاضیان حق به جانب دادگاه نورنبرگ که بر مسند قضاوت عادلانه نشسته تا بر توسعه طلبی
و جنایات نژاد پرستانه نازی المان خط بطلان کشند ، خود نمایندگان کشورها و دولت هائی
بودند که هریک درمحاکمه عدالت غیرسیاسی درمحکمه وجدان بشری،پرونده های آلوده ئی
از ننگین ترین جنایات قدرت طلبانه و توسعه طلبانه و نژاد پرستانه دارند :
انگلستان = پرونده جنایان انگلیسیان در سراسر مستعمرات بریتانیای کبیر که آفتاب در پهنه
مستعمراتش غروب نمی کرد !!
فرانسه = پرونده فجایع فرانسه در مستملکات آن کشور و به خصوص در الجزایر که تازه
سال ها پس از حکومت هیتلر ، نظامیانش تمامی مرده ریگ او را در وجب به وجب خاک
این سرزمین تجربه کردند .
شوروی =پرونده فجایع استالین که درعطش قدرت طلبی به وصیت نامه لنین ودستاوردهای
نخستین انقلاب سوسیالیستی جهان تف کرده بود و تنها سال ها بعد در پشت پرده نمایشات
قدرت طلبانه دیگری ، پرده از راز اردوگا های مرگش برافکنده شد . از ۹۰ هزار اسیر
نبرد استالینگراد آلمان ها فقط حدود ۵ هزار نفر آنان به میهن بازگشتند !!
آمریکا = و پرونده فجایع آمریکا که خون سیاهان وسرخ پوستان آن روز مثل امروز بر
دست و دامنش تازه بود ، و هنوز سه ماه از قصابی مجنونانه اش در هیروشیما و ناکازاکی
نمی گذشت .بمباران شهر درسدن آلمان که از هیروشیما فجیع تر بود و یک مطلب راجب آن
نیز نوشته بودیم با نام کشتار توسط فرشتگان صلح و ویتنام و افغانستان و عراق و .... به
کنار !!
پس در سنگسار روسبی سیاستی که به شکست انجامیده است نخستین سنگ ها را کسانی باید
پرتاب کنند که بار رسوائی شان سبک تر نباشد !! آیه مقدس مذهب سیاست این است.
ورنه اگر آیشمن را به کیفر جنایات بر دار می باید آویخت ، چه چیز عاملان قتل دیریاسین
را از کیفر معاف می دارد ؟ و کدام محکمه ستوان کالی ـ قصاب روستای مای لای را تبرئه
می کند ؟و تازه کدام ابله باور می کند که در تجاوز رسوا به فلسطین و ویتنام تنها یک
روستای دیریاسین ومای لای بوده است که خون بی گناهانش عطش رنجرهای خون تشنه این
یا آن کشور را تشفی داده ؟ که دیده است کسی ازپیروز مندان حساب بکشد ؟
به هر حال این نکته ای بود که به گمان من می بایست گفته شود .
برداشت نویسنده وبلاگ :
بدون شک آن چه هست و آن چه حقیقت است آن چیزی نیست که ما درکتب تاریخ ومجلات
و تلویزیون ها و ماهواره ها و اینترنت ها می بینیم !!!
حال از شما یک سوال دارم برفرض که هیتلررا گناهکاروجنایتکاربدانیم به نظرشما سایرین
را باید چه نامید ؟!
همه این مطلب و حق مطلب آن بود که به کسانی که ما را محکوم به الگوبرداری از یک
جنایتکار و روانی می دانند که اینطور نیست بگوئیم شما الگویی اشتباه برگزدید نه ما !!!
تصویر زیر پارک Tiergarten park را در برلین نمایش می دهد که مردم شهر
درختان این پارک زیبا را به منظور استفاده به عنوان هیزم بریده اند.

مردم شهر برلین در سالهای ۱۹۴۸ و ۴۹ و در دوران اشغال این شهر توسط نیروهای
شوروی در انتظار هواپیمای حامل غذا برای خود بوده اند.
تصویر یک زن آلمانی که برای امرار معاش به خودفروشی دست زده است.

در هر صورت امیدوارم از مطالب بهره استفاده را ببرید .
در ضمن مستندات متن برگرفته از کتب زیر می باشند :
کتاب مرگ کسب و کار من است نوشته روبر مرل و ترجمه احمد شملو .انتشارات نگاه .
تهران . ۱۳۷۷ . چاپ چهارم .
کتاب جنگ ناشناخته.نوشته اتو اکورزنی و ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی .نشر البرز.
تهران. ۱۳۷۴ . چاپ اول .
ظهور و سقوط رایش سوم . نوشته ویلیام شایرر ئ ترجمه ابوطالب صارمی . نشر نگاه .
تهران . ۱۳۸۳ . چاپ ششم .