تبليغاتX
این منم کوروش و این فرمان من است شب هایتان به شادی و روزهایتان در پناه آزادی باد هیتلر ، خداوند جنگ و صلح

 

 

( قسمت اول )

 

مانیفست کمونیسم : ( مارکس Go to fullsize image انگلس Go to fullsize image )

 

 

مارکس همیشه از روسیه متنفر بود . اما یکی از شو خی های تاریخ  این

 

که  جدی ترین  طرفدارانش نه از انگلستان که ان  همه  در آن جا  فعالیت

 

کرد ، که از روسیه آمدند . گئورگی  پلخانف که بعد ها اول مرشد  فکری

 

لنین شد و بعد  دشمن  عقاید  او ، مانیفست  را خواند  و آن را  با خود  به

 

روسیه برد . هدف او رسیدن به راه میان بری برای رسیدن به سوسیالیسم

 

بود . جنبش سوسیال دموکراسی را به راه انداخت که  بعدها بلشویک ها ،

 

ولادیمیر لنین ته مانده های  دموکراتیک مارکسیسم را هم  به اسم اطاعت

 

بی چون و چرای توده ها از اراده واحد رهبران کارگری از بین برد .

 

جانشین او استالین ، قضیه را پیچیده تر کرد . 

 

مارکسیسم به روایت استالین ، شد یک حکومت پلیسی مقتدر برای ساخت

 

پرولتاریای ( کارگری ) آرمانی به هیچ کس رحم نمی کرد . اما در نهایت

 

شکست ایده دولت واحد استالینی و فرو پاشی جماهیر شوروی ، کارگران

 

را  دوباره به  همان  جبهه  بورژوازی ( دارندگان  یا  مدیران ابزار توید

 

اقتصادی ) فرستاد که مارکس در مانیفست گفته بود .

 

شهرت مانیفست  پیش از همه مدیون  فصل اول آن است  که زیر  عنوان

 

پرولتاریا و بورژوازی تاریخ جوامع بشری را به عنوان  مبارزه ای میان

 

طبقات اجتماعی شرح میدهد و با ادعای پیروزی پرولتاریا بر بورژوازی

 

پایان می گیرد .

 

زمانی قرار بود این مانیفست ، خط  اصلی عملی برای  تغییر جهان را به

 

کارگران دنیا نشان دهد . در تمام قرن بیستم مانیفست های فراوان دیگری

 

نوشته شد تا راه و رسم تغییر جهان را نشان دهد . 

 

با فروپاشی اردوگاه  کمونیسم و پایان قرن بیستم  دیگر نه کسی  مانیفست

 

نوشت  که  اگر هم  نوشت  مانند  فوکویاما  که  تاریخ را تمام  شده  و  به

 

سر منزل رسیده دید ، دیگران ریشخندش کردند . و نه رغبتی به خواندن

 

مانیفست  وجود داشت . با این همه مانیفست کمونیسم یک استثنا بود .

 

مانیفست  به  حیات  خودش ادامه داد و این البته  به  توانایی  خاص  آقای

 

مارکس بر می گشت که هفت تا جان داشت . مارکس کمونیست مرده بود

 

و ........  زنده باد مارکس مدرن !!

 

حیات  دوباره  مارکس و مانیفست ،  مدیون  این  شک  بود  که  مانیفست

 

تجویزی  است  برای  کارگران   جهان   یا  توصیفی  است  درخشان  از

 

سرمایه داری . واقعیت آن بود که مارکس با توانایی فراوان  توانسته  بود

 

تصویری درخشان از عصر مدرن ، نقاشی  کند و بسیاری  را  دچار این

 

توهم کرده بود که راه رستگاری ، کمونیسم است .

 

توصیف مارکس از امکانات و محدودیت های بورژوازی  چنان است  که

 

گویی نه برای تدفین که برای تحسین بورژوازی چنین کتابی نوشته است .

 

اگر چه جملات   پایانی  مانیفست پر است از راهکار و استراتژی  برای

 

سرنگونی بورژوازی ، اما در تمامی بخش های دیگر کتاب ، مارکس  به

 

تشریح ویژگی های هیجان انگیز عصر مدرن که در قلب آن   بورژوازی

 

اما در تمامی  بخش های  دیگر  کتاب ، مارکس  به  تشریح  ویژگی های

 

هیجان انگیز عصر مدرن که در قلب  آن  بورژوازی  قرار  گرفته  است

 

می پردازد !!!

 

با وجود تعریف روشن و جامعی  که کمونیسم و مارکسیسم از بورژوازی

 

ارئه داد ، تجربه نشان داد که قدرت گذشتن ازآن و آزاد کردن امکاناتی را

 

که مدعی آن است ندارد .

 

امروز پس از گذشت  صد سال  از نوشته شدن مانیفست ، می توان آن  را

 

سندی متعلق به تاریخ تلقی کرد . تفکری که مللی که سال ها ذیل حکومت

 

کمونیستی زیسته بودند به پایان ان گواهی دادند .

 

                                                                    ادامه دارد ........

 

توضیح نویسنده وبلاگ :

 

مطلب بالا از نفوذ  مانیفست  در روسیه نوشته  شده . و  چگونگی  انتشار

 

آن و توسط چه کسانی و با همکاری چه کسانی آورده نشده . و امید  است

 

شما خواننده گرامی آن را بدانید . زیرا  نوشتن آن  خارج  از  بحث  و در

 

حوصله این وبلاگ نمی باشد .

                                                  

                                                      نوشته شده =  فاشیسم اریایی

 

 

 

+ نگاشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 16:27  توسط ناسیونال سوسیالیسم آریایی  | 

 
آدولف هیتلر : به هیچ وجه مهم نیست.وقتی ما فاتح شدیم هیچ کس در این باره سوالی نخواهد کرد [url=http://khanwars.ir/?recruit=2H3213][img=http://game3.khanwars.ir/signatures/ir/world_2/3213.jpg][/img][/url]