قسمت پنچم :
ایالات متحده آمریکا ( آمریکا )
همه ما تفاوت فرهنگ و تاریخ دو کشور را می دانیم . ایران با تمدنی ۷۰۰۰ هزار ساله
در مقابل کشوری با قدمت نهایتا ۳۰۰ ساله.اما بحث ما به رخ کشیدن فرهنگ وتمدن نیست.
شاید بارها و بارها نام آمریکا را به عنوان یک دشمن شنیده باشیم . به خصوص از
رسانه های تصویری و شنیداری و نوشتاری و ... مربوط و وابسته به جمهوری اسلامی
ایران . اما در اینجا قصد و نیت ما بررسی علل و دلایل تنفرعده ای از این کشورو دشمن
دانستن آمریکا برای ایران و مردم کشور ایران است . بحث را به دو بخش تقسیم می کنیم ،
در بخش اول فواید و منفعت هایی که امریکا به ما رسانده و دربخش دوم به دشمنی های این
کشور با ایران آریایی می پردازیم .
چه منفعتی بالاتر ازاینکه پس از پایان جنگ جهانی دوم شاه بزرگ پهلوی رضاخان کبیر را
عزل کردند . چه منفعتی بالاتر از اینکه دانشمندان و نخبه های ایرانی را با دعوت نامه های
خود و امکانات عالی از یک کشور بگیرند ( هر چند که قدر این افراد را درمملکت خویش
نمی دانیم ) . چه دوستی بالاتر ازاینکه رئیس جمهور های مختلف این کشور به بهانه های
مختلف برای مردم ایران پیام های تبریک می فرستند و مردم ما گول همین چند دقیقه را
می خورند ، در شرایطی که همین افراد چند روز بعدتر کشور ایران را تروریسم و خطر
منطقه می خوانند جز اینکه توهین به یک کشور یعنی توهین به مردمان و هویت همه افراد
آن جامعه است . اگر بخواهیم از این منفعت ها بشماریم بیشمار است و مجال ما کوتاه .
پس به دشمنی ها و تیرگی های این کشور با کشوری که تمدن وفرهنگ جهان را یدک
می کشد می پردازیم :
دخالت همیشگی این کشور از زمان تشکیل و سری در بین سرها در آوردن بر هیچ کس
پوشیده نیست . چه دشمنی بالاتر از اینکه با استفاده از قدرت خود مدت ها است از دستیابی
ایران چه صلح آمیز چه غیرصلح آمیز به انرژی هسته ای جلوگیری می کند (هرچند ابلهانه
است که بنگاریم ایران درحال حاضر انرژی هسته ای و راکتورهای هسته ای غیر صلح آمیز
ندارد ، که موافق صد در صد آن هستم )
این کشور با نفوذ خود در اروپا دشمنی بسیاری از کشور های دیگر را برای ما به ارمغان
آورده . و تحریم های بسیاری برای ما به جا گذاشته . که شاید آخرین مورد آن مرگ ۱۶۸
نفر انسان بی گناه در یک هواپیما بود ، که باید قبول کرد به خاطرتحریم ها این هواپیما هنوز
در خطوط هوایی ایران در حال تردد بوده . چون یکی از تنها کشورهایی که به ما هواپیما
می فروشد همین دشمنان دوست نمای روس هستند . آن هم چه هواپیماهایی !!!!
دیگر از تحریم دارویی و کالایی و ... می گذریم . فیلم کمدی ۳۰۰ ، یکی دیگر ازآن
دشمنی های واضح و روشن برای ازبین بردن چهره ایران در جهان بود.که صحبت راجب
آن با وجود جایزه های بیشماری که در امریکا به این فیلم دادند بیهوده است . چون بر هیچ
آدم عاقلی پوشیده نیست که این فیلم یک دروغ پردازی کودکانه ای بیش نبوده است .
دیگر از چه بگویم که هر چه به ذهن رسد دشمنی است و دشمنی .
مجال صجبت اندک است وگرنه جنگ ایران وعراق ودزدیده شدن خاک این میهن و موارد
بسیار بسیار دیگر بودند که در ذهن خود چال می کنم تا شاید روزی مجال گفتن آنها برآید .
اما سخن آخر ایرانی آریایی بدان و اگاه باش که منزلت و مرتبه و شکوه تو همانطور که با
دستان تو از بین رفت با دستان تو نیز باز خواهد گشت نه با کمک کشورهای کوچک و
بی مایه ای همچون امریکایی ها و .... .
باشد که روزی ایران آریایی خود را با دستان خود به عظمت و شکوه قبل بازگردانیم که این
روز جز با دست در دست همدیگر دادن و اتحاد و تلاش و کوشش میسر نخواهد شد .
دورود بر روح پاک آریایی خون آریایی در رگ های ماست
توجه : تمام مطالب بالا اندیشه ها و عقاید نویسنده وبلاگ است و بس .
نوشته شده = ناسیونال سوسیالیسم آریایی
در این نوشته قصد داریم مطالب متنوع و پاراگراف های جذاب در مورد حقایق ناگفته
جنگ جهانی دوم ، هیتلر، ارتش آلمان و انسان بودن و زندگی پاک داشتن از زبان مورخان
و نویسندگان و روایت جنگ از زبان یک المانی را بازگو کنیم .
و در آخر نیز نتیجه برداشت های خود را برای شما خوانندگان عزیز بگویم ،امید است
بتوانیم فقط لحظه ای شما را به درنگ واداریم .
.jpg)
* قاعده بر آن است که هرکس دوئل می کند نباید حتی یک قدم در برابرشمشیرحریف خود
عقب بنشیند و حتی سرش را نباید کنار بکشد . از این رو با صورت باز و گردن افراشته
مبارزه می کند . به عقیده من این مکتب شجاعت ، خونسردی و قدرت اراده است .{ ۱ }
* اگر آلمان درسال های ۱۹۳۴ الی ۱۹۳۵ به جای ساختن خانه ها و شهرک های کارگری
استادیوم های ورزشی و بزرگراه ها ، واقعا تدارک یک جنگ تعرضی را دیده بود ، بدون
شک فاتح می شد . { ۱ }
* استالین از دسامبر ۱۹۴۰ که روزولت برایش هواپیما و افسران کارشناس استراق سمع
فرستاد از حمله قریب الوقوع آلمان اطلاع داشت . { ۲ }
* استالین در فاصله ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱ پانزده میلیون کشاورز روسی را که می خواستند در
زمین های خودشان کشت و زرع کنند نابود کرد و در ۱۹۳۵ درحدود ۴۰۰٫۰۰۰ کودک
دوازده تا پانزده ساله موسوم به بسپریزونی را کشت بدون آنکه مانند نازی ها متهم به کشتار
دسته جمعی بشود . { ۳ }
* اگر چه دفاع روس ها بسیارشدید بود ، ولی مسکو را نجات نداد . فرورفتن وسایل نقلیه
آلمانی ها در گل در سراسر جبهه باعث نجات مسکو گردید . { ۴ }
* عملیات فرانتس پیاده کردن چترباز و اسلحه و مهمات برای عشایر قشقایی و دیگران در
جنوب ایران بود . { ۱ }
* در سال ۱۹۵۶ تلویزیون بی بی سی فیلمی درده بخش یک ساعته درباره ( ده جنگجویی
که در جنگ جهانی دوم عملیات برجسته و مهیج کرده بودند ) پخش کرد . این ده نفر را
ژنرال لیکاک انتخاب کرده بود و یکی از آنها سرهنگ اسکورزنی بود .
وقتی روزنامه نگاران از ژنرال لیکاک پرسیدند چرا یک افسر آلمانی - و به خصوص
سرهنگ اسکورزنی - را برای سلسله فیلم ها انتخاب کرده است ، پاسخ داد : { ۱ }
(( دلاوری مرز نمی شناسد . ))
* بهترین منبع انرژی ماده نیست بلکه اراده مردان صمیمی است که مغز، قلب وکلیه توان
خود را در خدمت جوامع ملی خود قرار دهند . { ۵ }
* در حدود ۱۳۰٫۰۰۰ نفر از اقوام روس در صفوف سپاه اس اس جنگیدند : اوکراینی ،
روس ، ترکمن ، تاتار ، قرقیز ، کریمه ای ، گرجی ، ازبک و غیره !!!{ ۱ } ٫ { ۲ }
* سرباز آلمانی پنچ سال و هشت ماه با نیروهایی ده برابر خود جنگید و در بیشتر نبردها
پیروز شد.از ژوئیه ۱۹۴۴ تا آوریل ۱۹۴۵ نیز با اعتقاد به اینکه به او خیانت شده است به
جنگ ادامه داد . { ۱} { ۲ } { ۶ }
* هیتلر مدت ها درباره پاسخی که به سوال مشهور جنگ چیست ؟ داده بود اندیشیده بود.
این پاسخ این بود : { همه منابع }
(( جنگ چیزی جز ادامه سیاست با وسایلی دیگر نیست . ))
برداشت نویسنده وبلاگ :
همانطور که در تمام موارد ذکر شده فوق شاهد هستیم هدف غبارروبی از چهره ساخته
شده هیتلر و ارتش آلمان است . و نشان دادن ظلمی که دیگر رهبران بر مردمان خود روا
می داشتند . اما در بعضی از نوشته ها و پاراگراف ها با اندیشیدن در مورد آنها به وضع
اکنون میهن خود می رسیم .بی شباهت نیستیم اکنون به امپراتوری استالین . شاهد سیاست
هستیم در کوچه و خیابان های خود به شکلی دیگر.شاهد دلاوری ها هستیم .شاهد مبارزه
جوانان و مردمانمان در برابر نیروهای ده برابر خود هستیم . دوئل ها را می بینیم .شاهد
هستیم که مرمانمان از هر فرقه و هر مسلکی دوشادوش هم در خیابان هستند .
و این فقط یک نکته را در بر دارد وضع اکنون کشورما کمتر ازجنگ جهانی نیست.
و ایران سیاست را با وسایلی دیگر شکل داده است . ای کاش بتوانیم شکوه آریایی را
برگردانیم . و دوشادوش یکدیگر بایستیم و ترس در خود را ندهیم همانطور که کودک ۱۲
ساله آلمانی جزو آخرین کسانی بود که در نبرد برلین با روس ها کشته شد .هدف ازگفتن
این حرف ها دامن زدن به شلوغی ها نیست بلکه بیدارکردن روح خفته آریایی وجود ماست.

منابع :
{ ۱ } جنگ ناشناخته٫ اتو اسکورزنی ٫ ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی ٫ نشرالبرز
{ ۲ } ظهوروسقوط رایش سوم ٫ویلیام شایرر٫ترجمه ابوطالب صارمی ٫ انتشارات نگاه
{ ۳ } مرگ کسبو کار من است ٫ روبر مرل ٫ ترجمه احمد شاملو ٫ اتشارات نگاه
{ ۴ } نبرد های سرنوشت ساز جهان غرب ٫ ژنرال ج.ف.فولر
{ ۵ } نبرد من ٫ آدولف هیتلر ٫ ترجمه عنایت ٫ دنیای کتاب
{ ۶ } فاشیسم ٫ ریچارد تورلو ٫ ترجمه باقر نصیری ٫ انتشارات وزارت امور خارجه
---------------------------------------------------------------
مطلب بعدی وبلاگ = چرا هیتلر بمب اتمی نساخت ؟؟!!
نوشته شده = ناسیونال سوسیالیسم آریایی

سال ۱۳۸۸ هم همچون سال های دیگر که چون برق آمدند و چون باد رفتند ، خواهد گذشت
اما هم میهنم ، هم خونم ، هم ریشه ام ، ایکاش از خود نام بر جای گذاریم نه ننگ . سال
۱۳۸۷ تا چند روز دیگر رخت بر خواهد بست .یادم نرود که از پشته ای که بر کول گرفته
باید درس بگیرم.باید در سال ۱۳۸۸ کوله ای تازه پهن کنیم ونگذاریم که این تاریخ وفرهنگ
زخم خورده از دشنه های زمانه ، بیش از این بر خود بپچید .
سال ۱۳۸۷ که رفت ، آنگاه که می خواهی سال ۱۳۸۸ ر آغاز کنی با اوکه کوله اش را بر
پشت دارد ، بگوی : (( به یاد آور چیز هایی که دیدیم که برخی همچون دشنه ای بر پشت
بود و برخی همچون شبنمی غلتان که دلخوش می کرد ، دلبستگی هایم را.حتما توهم شنیدی
سرانجام کوه دماوند ، این گنبد گیتی به عنوان میراث طبیعی ثبت شد و افزون بر آن سرو
۴۰۰۰ ساله ابرکوه و چندین سرو دیگر نیز خود را در سیاهه ی میراث طبیعی ایران جای
دادند.اما افسوس که چندین و چند درخت به نام مبارزه با خرافه پرستی ، تکه تکه شدند .
افسوس و صد افسوس که یادمان رفت که ما به این جانداران زندگی بخش نیاز داریم نه انها
به ما . آنگاه که بر پنچه های پایم ایستاده بودم و بر روزهای رفته سال ۱۳۸۷ می نگریستم
چیزی دیدیم : چو فرزند ایران کوشنده است ،همه خاک این دیر،فروزنده است . یک پارچه
نوشته بود برفرازدستان کسانی که دربرابرادعای دروغین امارات رگ های غیرتشان برآمده
بود . خطرخشکسالی در کمین دریاچه ارومیه است و نزدیک به ۱۲۰ هزارهکتار از سطح
پارک ملی دریاچه ارومیه تبدیل به شوره زار شده است و این یک تهدید است . کندن کانال
آب در شهر رامهرمز در نزدیکی محل پیدایی گنجینه رامهرمز با ویرانی ده ها کوزه سفالی
تاریخ رامهرمز را شکست . حریم کاخ آپادانای شوش را آموزش و پرورش با ساخت یک
مجتمع پیش دانشگاهی تهدید کرد.باستان شناسان با پژوهش نقشه های باستانی ایران دریافتند
که داریوش سازه بزرگ تخت جمشید را برای نظارت برآمد وشد های تجاری شاخاب فارس
در بلندترین جای زاگرس ساخته ات . تلکابین به منظر فرهنگی شهر ماسوله آسب وارد کرد
و شانس این شهر تاریخی بی همتا را برای ثبت در میراث جهانی کمرنگ کرده است .
مسوولان دانشگاه آزاد اسلامی مرودشت بدون توجه به ضوابط میراث فرهنگی در حریم
درجه دو تخت جمشید دست به ساخت و سازهای غیز قانونی زده اند.بوی نم و آثار رطوبت
گستره پاسارگاد را فرا گرفته است .)) و .......
آنگاه که سال ۸۷ رفت به سال ۸۸ بگو : (( خوش امدی ، ما ایستاده ایم ، آماده ایم و امسال
با نگاه بر سال پیش کمر بسته تردر میدان حاضریم . )) یادماننرود سال ۱۳۸۸ نزدیک است
هم آوا با بزرگ توس شویم که گفت : (( نگهبا ایران و بیدار باش ))

نوروز شاد باش باد
تذکر:
به مانند هر سال مطالب فوق بر گرفته از هفته نامه خبری و فرهنگی امرداد می باشد.
امرداد شماره ۲۰۳ ، شنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۸۷ خورشیدی .
داریوش بزرگ :
اينک که من از دنيا ميروم ۲۵ کشور جزو امپراتوری ايران است. در تمام اين کشورها پول
ايران رواج دارد و ايرانيان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نيز در
ايران محترم شمرده مي شوند. جانشين من خشايار بايد همانند من درحفظ اين کشورها بکوشد
و راه نگهداری اين سرزمينها اين است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعاير
آنها را محترم بشمارد. اکنون که من از اين جهان ميروم تو ۱۲ کرور در يک زر در خزانه
سلطنتی داری و اين زريکی از ارکان قدرت تو است زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست
بلکه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش که تو بايد به اين ذخيره بيفزايی نه اينکه
از آن بکاهی من نمي گويم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن زيرا قاعده زر در
خزانه آن است که هنگام ضرورت ازآن برداشت شود اما در اولين فرصت آنچه برداشتی به
خزانه برگردان.
مادرت آتوسا بر من حق دارد و پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم . من روش
ساختن اين انبارها را که با سنگ بنا مي شود و به شکل استوانه است را در مصر آموختم و
چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن بوجود نمي آيد وغله بدون اينکه فاسد شود
چند سال مي ماند. تو بايد بعد ازمن به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اينکه همواره آذوقه
دو يا سه سال کشور ذخيره باشد. غله جديد را بعد از اينکه بوجاری شد به انبارها منتقل نما و
به اين ترتيب تو هرگز برای آذوقه اين مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو يا سه سال پياپی
خشکسالی شود. هرگزهرگز دوستان و نديمان خود را به کارهای مهم مملکتی نگمار و برای
آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافی است چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهای
مملکتی بگماری و آنها به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهی توانست آنها را به
مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعايت دوستی را بنمايی.
کانالی که مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ ايجاد کنم به اتمام نرسيده و تمام کردن آن از
نظر بازرگانی و جنگی خيلی اهميت دارد و تو بايد آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض
عبور کشتی ها از آن نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.
اکنون قشونی به مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ايران نظم و امنيت برقرار سازد ولی
فرصت نکردم قشونی به يونان بفرستم . تو با ارتشی نيرومند به يونان حمله کن و به آنان
بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبه نمايد. توصيه ديگر من اين است که
هرگز دروغگو و متملق را به خود راه مده چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند. هرگز
عمال ديوان را بر مردم مسلط مکن و برای اينکه آنها اخذ ماليات بر مردم مسلط نشوند قانونی
وضع کردم که تماس عمال با مردم کم شود اگر اين قانون را حفظ کنی آنها تماس زيادی با
مردم نخواهند داشت.
افسران و سربازان را راضی نگه دار اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نميتوانند معامله متقابل
کنند اما در ميادين نبرد تلافی خواهند کرد ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد.
امر آموزش را ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا فهم و عقل آنان فزونی
يابد دراين صورت با اطمينان بيشتر ميتوانی سلطنت نمايی. همواره حامی کيش يزدان پرستی
باش اما هيچ قومی را مجبور نکن که پيروکيش تو باشد و پيوسته به خاطر داشته باش هرکس
بايد آزاد باشد از هر کيشی که ميل دارد پيروی نمايد. پس از مرگ بدنم را بشوی و آنگاه در
کفن بپيچان و درتابوت سنگی قرار بده ودر قبر بگذار اما قبرم را مسدود نکن تا هر زمان که
بخواهی تابوت سنگی مرا ببينی و دريابی که پدرت زمانی پادشاهی مقتدر بوده و تو نيز چون
من خواهی مرد . با ديدن تابوت من غرور و خود خواهی بر تو غلبه نخواهد کرد اما وقتی
مرگ خود را نزديک ديدی بگو که قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن تا پسرت نيزدرمورده
توچنين نمايند.
زنهار زنهارهرگز هم مدعی و هم قاضی مشو واگر نسبت به کسی ادعايی داری موافقت کن
يک قاضی بيطرف آن را بررسی و حکم نمايد. زيرا مدعی اگر قاضی شود ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا قاعده اين است که وقتی کشور آباد نميشود به طرف
ويرانی ميرود. درآباد کردن حفرقنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرارده.
عفو و سخاوت را فراموش مکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو
است و سخاوت ولی عفو موقعی است که کسی نسبت به تو خطايی کرده باشد و اگر به
ديگری خطايی کرده باشند و تو آنرا عفو کنی ظلم کرده ای. بيش از اين چيزی نمی گويم و
اين اظهارات را با حضور کسانی غيراز تو که اينجا هستند عنوان داشتم تا اينکه بدانند قبل از
مرگ من اين توصيه ها را کردم و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي کنم که
مرگم نزديک است.
برداشت نویسنده وبلاگ :
حرفی نمی زنم !!!! قضاوت را به خودتان واگذار می کنم . شما برداشت خود را از نوشته
فوق بگویید ! بسیار نکته ها در دل نوشته است که واقعا زبان درگفتن آنها ودست در نوشتن
آنها غاصر است .

در سال ۴۸۴ پيش از ميلاد، هنگامي كه فرمان بسيج دريايی برای شركت در جنگ با يونان
از سوی خشايارشاه صادر شد،آرتميس فرماندار سرزمين كاریه با پنج فروند كشتی جنگی كه
خود فرماندهی آنها را در دست داشت به نيروی دريايی ايران پيوست.
دراين جنگ كه ايرانيان موفق به تصرف آتن شدند، نيروی زمينی ايران را ۸۰۰ هزار پياده و
۸۰ هزار سواره تشكيل می داد و نيروی دريايی ايران شامل ۱۲۰۰ ناو جنگی و ۳۰۰ كشتی
ترابری بود.
همچنین آرتميس در سال ۴۸۰ پيش از ميلاد در جنگ سالامين Salamine كه بين نيروی
دريایی ايران و يونان در گرفت شركت داشت و دلاوری های بسياری از خود نشان داد و با
ستايش دوست و آشنا روبرو شد.
او در يكي از دشوارترين شرايط در جنگ سالامين، بادليری و بيباكی كممانند توانست بخشی
از نيروی دريايی ايران را از خطرنابودی نجات دهد و به همين دليل به افتخاردريافت فرمان
درياسالاری از سوی خشايارشاه رسيد.
او به خشایارشاه پیشنهاد ازدواج نیز داد که بدلایلی این پیوند صورت نگرفت.
در سالهای دهه شصت ميلادی (دهه چهل خورشیدی) نيروي دريايي ايران، براي نخستين بار
ناو شكن بزرگی را به نام يك زن نام گذاري كرد و او «آرتميس» بود .
ناو شكن آرتميس در دوران خدمت «درياسالار فرج الله رسايی» به آب انداخته شد و سالها بر
روی آبهای خليج همیشه فارس پاسدار سواحل ايران بود.
توضیح نویسنده وبلاگ :
هر چند حجم مطلب اندک بود اما پر واضح بود و شامل درنگ های بسیار که در زیرسعی
شده به چندمورد از آن ها اشاره شود . امید است توانسته باشیم حق مطلب را ادا کنیم .
بی شک این مطلب نشان می دهد ایرانیان از دیرباز دربین زن و مرد تفاوتی قآئل نمیشدند.
و همواره زن جایگاهی والاتر در نزد مردمان آن داشته . اما حالا چه ؟؟!!
ای کاش همیشه نامهایی ایرانی و پارسی زینت بخش جنگافزارها، کشتیها و هواپیماهای
نظامی ایران میبود تا یاد سرداران این مرز و بوم در خاطرهها جاودانه بماند .
(نه نامهایی مانند ثاقب، حاصب ، شهاب ، غدیر، ابابیل، کوثر، رعد، ذوالفقار، نور، هود،
میثاق و ... که متاسفانه همگی واژههایی بیگانه می باشند).
اصولا هرگونه وسیله، ابزاریا دستگاهی که توسط کشوری ساخته میشود نامی ناب از همان
زبان بر رویش گذاشته میشود تا نمایانگرهمان کشور باشد ، اکنون خود قضاوت نمایید اگر
یک خارجی این اسامی را بشنود به یاد ایران خواهد افتاد یا کشورهای عربی؟
در پایان جا دارد که از دیگر سرداران زن ایران باستان هم یادی شود،کسانی مانند: كرديه،
بانوگشسب، گردآفريد، یوتاب.
سپاه جاوید داریوش بزرگ ، نگاهبان ایران جاوید

ای رهگذر که از پلکان خاوری کاخ آپادانا می گذری لحظه ای بیندیش و ببین ، افراد سپاه
جاوید که دشمن با شنیدن نام آنان لرزه به اندامش می افتاد و دوستان در پناه انها آرامش
داشتند ، سپاهی که ازنظراخلاقی نمونه بودند و درشهامت وبی باکی بی همتا . چشم هایت
را باز کن وخوب به این مردان تاریخ ساز بنگرکه برای ایران افتخار آفریدند و هنوزهم در
پس هزاره ها وسده ها صدایشان به گوش میرسد که ما تا واپسین تن دربرابردشمن چپاولگر
ایستاده ایم .ای بیگانه چشم هایت را ببند که شکوه تاریخ سازان ایران لرزه براندامت اندازد
اینان تو را به تاریخ خواهند برد و پیروزی هایشان موجب رشک تو خواهد شد .
داریوش بزرگ که در سرزمین پهناور ایران هماره در اندیشهی ملتش بود و همیشه نگران
این که مبادا قوی به ضعیف ، زور بگوید و شوند رنجش وی شوند ، مامورانی به سراسر
ایران فرستاد که به انها چشم و گوش شاه می گفتند . برای اینکه بتواند از سرزمین ایران
پاسداری کند وهیچ بیگانه ای دراین اندیشه ی نادرست نیفتد که به ایران بیاید وآسایش ایرانی
و ایران را برهم زند ،نیروی ویژه ای به وجود آورد به نام سپاه جاویدان آن هم درسال ۴۶۵
پیش از میلاد یعنی زمانی که بسیاری از کشورها هنوز ارتشی نداشتند و هنوزازنظم نظامی
ناآگاه بودند. رویدادنگاران نوشته اند که سپاه جاویدان از بین جوانان بلند بالا و نیرومند و
خوش سیما گزینش می شد.این سپاه ۶ سال باید دوره های اموزشی را پشت سرمی گذاشت.
در این آموزشگاه افزون بر دانش آن زمان فنون جنگی را نیز فرا می گرفتند . ولی مهم تر
از همه اینها ، پرورش اخلاق بود که برای آنها ارزش داشت .
سپاه جاویدان به فرمان داریوش بزرگ تشکیل شد . شمار آنها به ده هزار نفر می رسید .
از آن روی به آنها سپاه جاویدان می گفتند که هیچ گاه از شمار آنها کم نمی شد اگر یک تن
بازنشسته یا کشته می شد به شتاب ،فرد جدیدی جای او را پر می کرد . از نظر شجاعت و
دلیری نمونه بودند و از نظر جوانمردی یگانه .اگر پیروزنبردی بودند به گواهی تاریخ حتا
دست به میوه درختان هم نمی زدند . نیروی سپاه جاویدان داریوش در ۵۰ سالگی با تمام
مزایا بازنشست می شد ند . سپاه جاوید داریوش بزرگ به گواهی تاریخ پشتیبان مردم و
سپاهی نمونه بود .
برداشت نویسنده وبلاگ :
سپاه جاوید آن روزگاران را که زبان زده خاص و عام بوده و در جونمردی و اخلاق یکتا با
حال روز خود مقایسه کنیم !!! با به اصطلاح وطن دوستان و ایران دوستان !!؟ بدون شک
فضیلت اخلاقی و جوانمردی دره گرانی بوده که آن زمان اکثریت از آن بهره می بردند اما
امروزه متاسفانه تنها چیزی که در نزد مرمان پایتخت و دیگر شهرها یافت نمی شود از خود
گذشتگی و جوانمردی و فضیلتی اخلاقی است . بدون شک جایه بسیاری تاسف دارد .

مطالب فوق برگرفته از هفته نامه خبری و فرهنگی اَمرداد (بی مرگی و جاودانی) شماره
۱۸۷ ، مورخ یکشنبه ۱۶ تیر ماه ۱۳۸۷ خورشیدی است .

ضدیت با حکومت یا خیانت به میهن؟ من به خوبی می توانم درک کنم که ضدیت با حکومت
توسط عده ای میهن پرست دلیر ، آینده نگر و لایق با هدف آزاد ساختن یا نجات کشورترتیب
می یابد . اما اگراین کاردرزمانی صورت بگیرد که ملتی می رود درگیر یک نبرد مسلحانه
شود یا قبلا درگیر شده است ، آنوقت جنبه اخلاقی و حقوقی آن فرق می کند . چون در این
صورت فروپاشی دولت قویا به دشمن کمک خواهد کرد و ضدیت با حکومت خود به خود
تبدیل به خیانت به میهن خواهد شد . نوع اخیرازخیانت ، درهر موقعیتی غیر قابل دفاع است.
و دیگر نمی توان از میهن پرستی گفتگو کرد .
مطالب فوق برگرفته از کتاب جنگ ناشناخته نوشته اتواسکورزنی کماندوی افسانه ای آلمانها
که در فهرست ۱۰ کماندوی برتر قرن قرار دارد است . (صفحه ۶۶ . پاراگراف ۱۵ )
بدون هیچ مبالغه ای مطلبی است بس نکو و قابل پذیرش و واقعیتی است انکارناپذیر . حال
هدف از بیان مطلب این بود که بگوییم دوستانی که حاضرند و آرزو می کنند کشور ما درگیر
جنگ با کشورهای بی تمدنی مثل آمریکا و...گردد تا به اهداف خود نزدیک شوند با حکومت
ضدیت نمی کنند بلکه خیانت می کنند به میهن . دراینجا قست نداریم از نظام حاکم برایران
دفاع کنیم . اما اگر هم دنبال آزادی می گردیم از راهی نرویم که خیانت باشد . متاسفانه اکثر
میهن پرستان آریایی عزیزدرحال حاضر فقط در فکراین جورافکار هستند و هیچ کس به فکر
یک انقلاب دیگر مانند انقلابی که خاندان بزرگ و باشکوه و در خدمت مردم ،پهلوی را به
اشتباه از حکومت پائین کشید نیست .( به ماهیت غلط و اشتباه آن انقلاب کار نداریم و فقط در
اینجا بزرگی ان مد نظر است )
آری دوستان بیائیم اگرهم دم ازمیهن پرستی می زنیم آن را با خیانت اشباه نگیریم !!! با تاسف
باید بگوییم اکثر کسانی که در حال حاضر خود را میهن پرست می دانند دارند با افکار خود
خیانت به میهن می کنند نه ضدیت با حکومت . ایرانی سزاور است و لایق است و شایسته
می باشد چون در تمام طول تاریخش خود برخود حکومت کرده . حال چرا طلب بیگانه کنیم .
ما خود خواهیم توانست همانطور که بارها توانسته ایم .این است آریایی پاک و نجیب .

زنده باد ایرانی جاویدان باد آریایی
دورود بر روح پاک پادشاهان ایران زمین

چه داستانی دارد ایران ما ! در هزار توی تاریخش که فرو می روی ، سرگشته می مانی از
شگفتی های سرگذشتش!چگونه می توان بر سر چهارراه پیوندی خاور و باختر جهان باستان
بود و از چهار سو در برابر یورش دشمنان ایستاد و همزمان از درون جوشید و جوانه زد و
شکوفایی تمدن خویش را به رخ کشید ورشک همگان را برانگیخت!؟ چگونه می توان برآن
سرزمین پهناور فرمانروایی کرد و دربرابردشمنان حتا یک گام واپس نکشید و در درون همه
آیین ها ودین ها را پایید؟! چه داستانی دارد ایران ما؟! زرتشت ما نخستین پیام آور یکتاپرستی
در جهان است. کوروش این سرزمین است که تا گیتی برپاست آفریدگان برآفرینش او بنازند.
سزمین ما که بیشینه شیراوژنان تاریخ است،هر گوشه ای از این خاک اهورایی را که بکاوی
برزن هزاران آریوبرزن و آرشو بابک است . در گوشه گوشه کیهان ، نام بزرگ شاهنامه
فردوسی ما بر تارک حماسه جهان می درخشد . هر کجای این کره خاکی ایستاده باشی عشق
را با حافظ می شناسی و در راه عرفان با مولوی گام برمی داری و با خیام به ناپایداری جهان
هستی خرده می گیری . چه ژرفایی دارد دریای بی کران خردمندی نیاکان ما !
نسیم بهاری که وزیدن می گیرد جهان ایرانی می شکفد و نو می شود ، نوروز کهن از گذشته
دوراز راه می رسد ، گذشته هایی آنچنان دور که تاریخ آغازش را به یادش ندارد. و ایرانیان
نوروز این باشکوه ترین جشن آغاز سال نو جهان را همراه با نوزایی طبیعت گرامی
می دارند واین تنها یکی از گواهی های خردمندی نیاکانمان است . پس به پاس این تبار نازش
خیز در اغاز سال نو ایرانی و به فرخندگی نوروز جاودان رو به سوی پروردگار ، دست بر
نیایش می گیریم :
خداوندا میراث فرهنگی و تاریخی این سرزمین را از چشم ناپاکان ، از تاراج سوداگران و از
آسیب نااهلان در امان دار. خداوندا به پاس نیکی نیاکان این دیار همه ارزش های این خاک
را در پناه خود گیر تا دیگر آتشی بر تخت جمشید در نگیرد ، سدی بر روی تمدن مان بسته
نشود و گذر راه آهن یا مترو گستره ارزشمندی را به خطر نیفکند . پروردگارا مسوولین
گردشگری کشور را در راه شناساندن این تاریخ و فرهنگ درخشان به بیگانگان کامروا فرما.
چنان کن که آن چه بر سر دلفین های سرزمین مان آمد دیگر رخ ندهد . یوزپلنگ ایرانمان را
پرشمار گردان تا به دور از خطر نابودی بر دشت های فراخ ایران زمین بدود و شیر ایرانی
که نشانه دلیری و نترسی مردمان این کشور است همچنان با همین نام خوانده شود .
ای اهورا مزدا هر آن چه ناپسند است و اهریمنی ار کشورمان دور فرما . خداوندا دل های
ایرانیان را شاد بدار و به سپندینگی شادی و شادمانی مرمان ، سال ۱۳۸۷ را برای ایران و
ایرانیان و همه آزادگان و نیک اندیشان سراسر گیتی نیکو بگردان و خوشبختی شان را پایدار.
(( عید بر همه شما عزیزان ایدون باد ایدون ترنج باد ))


تندیس شاپور ساسانی
۲۲۶.اردشیراول موفق به تاسیس سلسله ساسانیان ودین زرتشتی-دین رسمی-اعلام می شود.
۲۴۵. پس گرفتن ارمنستان از رومی ها توسط شاپور اول .
۲۴۸. شروع ساخت طاق کسری یا ایوان مداین در تیسفون- پایتخت - به دستور شاپوراول.
۲۵۸. نبرد ادسا-شاپور والریوس را اسیر کرد .نقش رستم ، یادگار این فتح است .
۲۷۶. قتل مانی . او از ۲۴۰ میلادی دینش را تبلیغ می کرد .
۲۹۸.امپراتورروم گالریوس تا دجله آمد وانتقام روم را گرفت .حرم نرسی به دست رومی ها
افتاد .
۳۰۹. شاپور دوم ،پادشاه به دنیا آمد ( او تا ۳۷۹ پادشاه بود ، یعنی رکورد پادشاهی در تاریخ
سرزمین آریایی )
۳۲۵. شاپور دوم عرب ها را که به مرزهای حمله می کردند ، شکست داد و به خوزستان
کوچاند.
۳۶۳. در نبرد تیسفون رومی ها شکست سختی از شاپور دوم خوردند .
۳۷۱. ساخت دانشگاه جندی شاپور به دستور شاپور دوم ( ذوالاکتاف )
۴۱۰. یزدگرد اول به مسیحیان اجازه تبلیغ داد.موبدان مخالفت کردند.او ۴ سال بعد اجازه را
پس گرفت .
۴۳۰. به دستور بهرام گور ، لولیان از هند به ایران آمدند تا مردم را سرگرم و شاد کنند .
۴۴۰. آغاز جمع آوری داستان های حماسی ایران یعنی منبع شاهنامه امروزی .
۴۵۹. آغاز خشکسالی ۷ ساله .
۴۸۰. مغول ها از شمال شرقی به ایران حمله کردند.فیروز شاه ساسانی درنبرد با آنان کشته
شد . آغاز جنبش اشتراکی مزدکی .
۴۹۶. شورش موبدان و اشراف علیه قباد که دین مزدک را قبول کرده بود .
۵۳۴. فیلسوفان یونانی از دست پادشاهشان به دربار انوشیروان فرار کردند .
۵۴۰. ایرانی ها صنعت شکرسازی از نیشکر را یاد گرفتند. در این سال نهضت ترجمه آثار
هندی شروع شد و کلیله و دمنه و هزار و یک شب به پهلوی برگردانده شد .
۵۵۰. پادشاه هند شطرنج را به عنوان هدیه برای انوشیروان فرستاد .
۵۷۰. فرو ریختن ۱۴ کنگره از طاق کسری به نشانه تولد محمد پیامبر مسلمین ( بر اساس
روایاتی )
۵۸۸. ارتش ایران در جنگ با چین از نوعی بمب آتشزا استفاده کرد .
۵۹۰. قیام بهرام چوبینه علیه خسرو پرویز .
۶۰۵. شروع جنگ های ۲۳ ساله و بی هدف خسرو پرویز .
۶۱۱. بیت المقدس به دست ایران افتاد .
۶۱۷. اوج فتوحات خسرو پرویز و گسترش مرزهای ایران به بزرگترین حد خود در تاریخ .
۶۲۷. نامه محمد رسول مسلمین به خسرو پرویز .
۶۲۹. همه گیری طاعون در ایران .
۶۳۵. جنگ ۴ روزه قادسیه بین اعراب و ساسانیان .
۶۴۲. جنگ نهاوند یا فتح الفتوح ارتش ایران شکستی سخت خورد .
۶۵۱. کشته شدن یزدگرد سوم در مرو و پایان کار ساسانیان .
بنیان گذاران ساسانی :
اردشیر بابکان ( سلطنت ۲۲۶.۲۴۱ )
شاپور اول ( سلطنت ۲۴۱.۲۷۱ )
شاپور دوم ( سلطنت ۳۱۰.۳۷۹ )
پادشاهان معروف ساسانی در تاریخ :
بهرام پنچم یا بهرام گور ( سلطنت ۴۲۰.۴۳۸ )
خسرو اول یا انوشیروان ( سلطنت ۵۳۱.۵۷۹ )
خسرو دوم یا پرویز ( سلطنت ۵۹۰.۶۲۸ )
پادشاهان نالایق ساسانی :
نرسی ( سلطنت ۲۹۳.۳۰۲ )
یزدگرد اول ( سلطنت ۳۹۹.۴۲۰ )
قباد یکم ( سلطنت ۴۸۸.۵۳۱ )
یزدگرد سوم ( سلطنت ۶۳۲.۶۵۲ )
نتیجه گیری با شما ؟؟!!! مثل همیشه منتظر نظرات و انتقادات سازنده شما هستیم.
۴ روز جنگیده بودند؛ یک طرف لشکر ۱۲۰ هزار نفری رستم فرخزاد بود با ساز و برگ
و کمان های عجیب ،زره های سنگین ، کلاه خودهای جواهر نشان و تمام شکوهی که لشکر
یک امپراتوری می تواند داشته باشد . در سمت مقابل در دشت قادسیه ، ۳۰ هزار سرباز
سعدوقاص بودند که جز لباس همیشگی چیزی بر تن نداشتند . سپاه معروف ساسانی پیش از
بارها لژیون های مخوف رومی را در هم کوبیده بود . همین ۴ روز مقاوت هم برای سپاه
پیروان دین جدید عجیب بود. اما درروزچهارم اتفاق عجیبی افتاد؛ توفان شدید وزیدن گرفت
و مستقیم به چشم ایرانیان رفت . سعدوقاص فرصت را مناسب حمله دید.فرخزاد کشته شد
و سپاهیانش پراکنده شدند .سرنوشت یکی ازمهمترین جنگ های تمام تاریخ با توفانی عوض
شد و موبدان متعصب پس از آن تا قرن ها باد را نفرین می کردند . اما واقعیت این بود که
این توفان ، نه در روز چهارم نبرد قادسیه بلکه از زمان خسرو پرویز شروع شده بود .
۲۱ دی ماه .۱۱ ژانویه ۶۵۱ م مصادف با قتل یزدگرد سوم ،پایان کار ساسانیان .
پادشاهی ساسانی ۴۲۵ سال طول کشید . در طول این ۴۲۵ سال ۳۸ پادشاه بر تخت نشستند.
کنار گذاشتن این دو رقم چیز چندانی نشان نمی دهد مگر اینکه بدانیم در ۴۰۰ سال ابتدای این
دوران ۲۵ پادشاه و در ۲۵سال انتهایی(قتل خسرو پرویز به بعد) ۱۳ پادشاه حکومت کردند.
عمر متوسط پادشاهی در دوره اوج ساسانی ۴۰ سال است و عمر متوسط پادشاهی در دوره
فرود آن کمتر از ۲ سال است . و تازه اگر بدانیم از این ۲۵ سال ۱۹ سالش را یزدگرد سوم
پادشاهی کرده و آن ۱۲ پادشاه قبلی روی هم ۴ سال حکومت کردند نتیجه افتضاح تر هم
می شود .توفان شن روز قادسیه خیلی زودتر این حرفها وزیدن گرفته بود .
یک پادشاهی ویک امپراتوری به وجود می آید،تثبیت می شود،مرزهایش را گسترش می دهد
برمشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی غلبه می کند ، تهدیدهای خارجی را ازسرمی گذراند
و آن وقت درست در اوج شکوفایی می افتد دست خسرو پرویز .
خسرو پرویز صاحب بزرگترین قلمرو پادشاهی در تاریخ ایران است .از حبشه تا چین تحت
حکومت اوست . از رقیب همیشگی ایران - روم - چیزی جز بخش هایی از ساحل دریای
مدیترانه باقی نمانده است . اوضاع خزینه ایران طوری است که بعدها در افسانه ها از آن به
عنوان گنج بادآورد یاد می شود . خسرو پرویز به بالاترین قدرتی رسیده بود که ایران بعد از
خشایارشا به خودش دیده بود.او حتی پاسخ حمله اسکندر را هم داده بود و تا بیت المقدس را
هم گرفته بود . ظاهرا اوضاع بر وفق مراد بود.اما عاقبت همین قدرت فراوان باعث سقوط
امپراتوری می شود.خسرو پرویزکسی که لقبش پرویز به معنای همیشه پیروز بود به قدرت
خودش مغرور شد . او در نامه ای که بعد از تصرف بیت المقدس به هراکلیوس - امپراتور
روم شرقی - نوشت این طور آورد : از خسرو- بزرگترین خدایان وارباب تمام زمین - به
هراکلیوس ، بنده بی مقدار و بی شعور خود . این عنوان را مقایسه کنید با چیزی که اردشیر
بابکان و دیگر پادشاهان ابتدایی ساسانی در کتیبه های خود نگاشته اند :
اردشیر شاه یزدان پرست ، آنکه نیکویی از یزدان دارد .
حکومت خسرومانند فواره بود؛ بعد از رسیدن به بالاترین نقطه به پایین برگشت.شاه مشغول
خوشگذرانی شد ، رومی ها بعد از ده سال تجدید قوا به ایران حمله کردند . تمام متصرفات
او را پس گرفتند وتا نزدیکی پایتخت او تیسفون آمدند.خسرو به دست پسرش شکم دریده شد.
پسر او شیرویه ۲ سال بیشتر بر تخت ننشست و در یک همه گیری طاعون مرد و پسر۷
ساله اش به جای او بر تخت نشست.یکی ازسرداران خسرو پرویزاو را کشت. سربازانش
هم او را کشتند . ۲ نفر از دختران خسرو پرویز خواستار تخت پادشاهی شدند . یکی شان
آذرمیدخت برای رسیدن به هدفش وعده ازدواج به یکی از سرداران را داد و در نهان او را
مسموم کرد . پسر آن سردار همان رستم فرخزاد معروف وقتی که از ماجرا با خبر شد به
تیسفون آمد و شاه ایران را کور کرد ودیگری را به جایاو بر تخت سلطنت نشاند .
خسرو۳ هزار زن داشت و کلی ثروت های باد آورده و همان زمان در بخش هایی از ایران
قحطی برقرار بود و جنگ بی حاصل ۲۳ ساله خسرو پرویز با روم هم مزید بر پریشانی
اجتماعی شده بود.آری پادشاهی ساسانی به سراشیبی سقوط افتاده بود ودین تازه اسلام برای
برای مردم آن روز حکومت ساسانی نقش مرهم را بازی کرد . و پادشاهی ساسانی که به
خیال خام خیلی ها شکوه و جلال اولیه خود را تا آخر حفظ کرده بود با وجوی که از زمان
خسرو پرویزآن شکوه و جلال ساسانی به سوی نابودی رفته بود واردشیر بابکان کجا وامثال
خسرو پرویز و یزدگرد سوم کجا باعث از بین رفتن تمدن و فرهنگ غنی و کهن و
دین زرتشت (که به گفته محمد رسول خدا یکی از کاملترین ادیان است ) گردید .
حال نام بردن از یزدگرد سوم و خسرو پرویز به عنوان پادشاهانی لایق و نامی کاری
پسندیده است .

قلمرو ساسانیان در زمان خسرو پرویز
مطلب بعدی وبلاگ در مورد بنیاندگذاران ساسانی و پادشاهان معروف آن و پادشاهان نالایق
ساسانی می باشد . منتظر نظرات و انتقادات شما هستیم .
باور پیشینیان درباره آرامگاه کوروش : ( گردآورنده : میترا دهموبد )

می آیند و می روند ،دخیل می بندند و نذرمی کنند ، اینجا ارامگاه کوروش است. اینجا
پاسارگاد است . بیشترها آن را آرامگاه مادرحضرت سلیمان می خواندند . پس ازاسلام
این نام را بر آن نهادند ، همانند بناهای بسیار دیگری که به حضرت سلیمان منسوب
کردند: مزگت سلیمان (تخت جمشید) ، آتشکده سلیمان، مسجد سلیمانملک سلیمان وغیره.
باید کرامتی رخ داده باشد، کرامتی که دلیل آن می شود که اتابک زنگی در این
گستره مسجد و مدرسه بسازد و حتا فرزندش را در نزدیکی همین محل به خاک
بسپارد . این آرامگاه زیارتگاهی ویژه زنان است ،هیچ مردی اجازه درون شدن به آن را
ندارد. جان استریس در سال۱۶۷۲ م ، پس از دیدن این جایگاه می نویسد .
(سه باربر سر قبر می کوبیدند وسه بارهم می بوسیدند و بعد از دعای کوتاهی خارج
می شدند. ) اینجا آرامگاه کیست؟ در پاسخ به این پرسش استریس، یکی ازافراد محلی
میگویداجساد حضرت نوح و همسر و فرزندان وی در اینجا مدفون است .
اینجا هم زنان زائر بوده اند ، هم نگاهدار و هم کلیددار . به باور این مردم این جایگاه
سپند (مقدس) است . جایگاهی برای ستایش و نیایش، مکان برآورده شدن حاجات .
می آیند و می روند ، شمع روشن می کنند ، چراغ می افروزند وباز هم دخیل می بندند.
دخیل می بندند تا بیمارشان شفا یابد،کارشان رونق بگیرد و دخترشان شوهر کند و .. .
هرمان نوردن به سال ۱۹۲۸م ، اینگونه می اورد:(( ساکنین اطراف این مدفن را متعلق
به مادر سلیمان پیغمبر می دانند. زنان عقیم در اینجا نذرو نیاز می کنند ومقبره را به
درگاه خداوند شفیع قرار می دهند تا از نعمت مادر شدن محروم نمانند .))
نوردن درحالی براین باورمردم اشاره می کند که ۱۱۰ سال از زمانی که مشخص شده
که اینجاآرامگاه کوروش است می گذرد . مردم به کرامات این آرامگاه باور دارند.
( و باورهای دیگری که مجال آوردنش در اینجا نیست .)
این ها باورند ، باورمردمانی که درکنار این آرامگاه زیسته اند . این مردمان به یاد دارند
که در مراسم عروسی،عصرهنگام ، روبروی آرامگاه ، حمام ترکی درست می کردنده اند
و درکنارحمام چند دیگ آب بر روی آتش می گذاشته اند، داماد را پس از سلمانی به درون
حمام برده ، لباس های کهنه را از تنش کنده و آب برسر و رویش ریخته ، سپس لباس نو
برتنش می کرده اند و پس از طواف دور آرامگاه به خانه می برده اند .
این مردم روز عاشورا را نیز همین جا گرد هم می امده اند ، سینه می زده و نوحه
می خوانده اند. عید قربان نیز در همین مکان برگزار می شده ، نماز عید را می گذارده
و مراسم قربانی را به جای می اورده اند . این مردم سال ها با این باورها زیسته اند .
اما با محصور شدن آرامگاه از سال ۱۳۵۰ دیگرازعروسی ، مراسم دیگ جوش، دخیل
بستن و زیارت های جمعی خبری نیست ، مردم باورهایشان را آویز خیال کرده
وحاجتشان را به ریسمان ناپیدای زمان گره زده اند . چرا ؟
برگرفته ازکتاب آرامگاه کوروش و باورهای مردم فارس از جمشید صداقت .
منبع : هفته نامه خبری . فرهنگی امرداد شماره ۱۷۱ . یکشنبه ۶ آبان۱۳۸۶.
تذکر :
ضمنا ازاین پس جای نام فاشیسم آریایی ازنام ناسیونال سوسیالیسم آریایی استفاده می گردد .
عظمت و شکوه نهفته در خون آریایی ما :
پس از فوت کمبوجیه ، داریوش ، پسر عموی کورش که در تصرف
مصر و سودان همراه کمبوجیه بود ، قدرت را به دست گرفت و با
مدعیان حکومت و کسانی که در نقاط گوناگون کشور شورش کرده
بودند جنگید و در طی تقریبا نوزده نبرد توانست نه نفر از کسانی را
که که به قصد کسب پادشاهی و حکومت قیام کرده بودند سرکوب کند.
شخصی به نام گئومات یکی از مهمترین مدعیان سلطنت بود که در
پاسارگاد از داریوش شکست خورد . داریوش درسال 521 پ. م و در
پی غلبه بر مخالفان ، قدرت را به طور کامل در دست گرفت . وی
دستور داد سنگ نبشه ای بر روی قسمتی از کوه واقع در کنار جاده
مهمی که از ری تا بابل ادامه داشت ، در محلی به نام بیستون ، در
نزدیکی کرمانشاه پدید آید تا پیروزی او بر دشمنان در آن درج شود .
متن کتیبه چنین است :
(( منم داریوش شاه . پسر ویشتاسپ ، یک هخامنشی . شاه شاهان . من
اکنون شاهم در پارس . داریوش شاه می گوید پدرم ویشتاسپ است، پدر
پدر ویشتاسپ آرشام است ، پدر ارشام آریارمنه بود ، پدر آریارمنه
چیش پیش بود ، پدر چیش پیش هخامنش بود . داریوش شاه گوید از این
روی ما خود راهخامنشی می نامیم . ما از دیربازنژاده بودیم ، ازدیرباز
خاندان ما شاهی بود. داریوش شاه گوید هشت تن ازخاندان ما پیش از
این شاه بودند . من نهمین شاه هستم . ما از دو تیره شاه بودیم . ))
وی در چند مرحله دستور داد که به مناسبت های گوناگون ، بخش هایی
به متن کتیبه افزوده شود .

توضیح نویسنده وبلاگ :
با خواندن این متن بدون شک حس خاصی به هر کس که یک آریایی
اصیل باشد دست می دهد . و احساس قدرت در رگ های او جاری
می شود . بدون شک هر نژاد وخاندان که چنین پدرانی داشته باشد باید
هم احساس قدرت و سروری بر دنیا را کند .
پس بیاییم اگر مانند آنها نیستیم لا اقل وارثان حرمت وادامه دهنده راه
آنها باشیم و در مقابل هیچ بیگانه و دشمنی سر تعظیم فرود نیاوریم .
ما باید مثل پدران خود برای بدست اوردن حقمان سینه سپر کنیم وبرای
بدست اوردن حقمان با هر دشمنی بجنگیم .
امسال را سال مبارزه با ظلم در حق خود قرار دهید و هر جا حق کسی
و شما را خوردند در برابر آن بآیستید . ما همچون نیاکانی داشته ایم .
زنده باد آریایی جاویدان ایران آریایی
نوشته شده = فاشیسم آریایی
آدولف هیتلر :
روح مردان بزرگ تاریخ باید همه مان را تشجیع کند . سرنوشت از ما
چیزی بیش از آنچه که از مردان بزرگ تاریخ آلمان خواسته است
نمی خواهد . تا هنگامی که من زنده ام فقط به فتح مردم خود می اندیشم .
من از هیچ چیز روگردان نخواهم بود و هر کس را که با من مخالف باشد
از میان برخواهم داشت....... من می خواهم دشمن را نابود کنم !!

سخنان بالا بخشی از سخنان آدولف هیتلر در جمع ژنرال های خود پیش
از حمله به غرب می باشد .
اگر حال هر فرد ایرانی که خواستار به قدرت رسیدن میهن آریایی خود
است سخنان بالا را سرلوحه کار خود قراردهد وجای لغت آلمان نام ایران
را قراردهد به یک شعار وهدف والا دست پیدا می کند . این سخنان به هر
کس قدرت بالایی می دهد چنان که برای پیروزی کشور خود مبارزه کند.
حال من دگر هیچ حرفی ندارم جز اینکه از شما در خواست می کنم روی
متن بالا بیشتر فکر کنید تا به روح مردان بزرگ تاریخ همچون کورش و
داریوش و رایش سوم ..... پی ببرید . که همه اریایی بوده اند .
این سخن سرلوحه کار ما باشد از امروز به بعد و آن را هدف خود قرار
دهیم تا به قدرت آریایی که حقمان است دست پیدا کنیم . همین و بس !!!

زنده باد آریایی جاویدان ایران آریایی
دوستان مژده به تمام همراهان و طرفداران هیتلر و ناسیونال سوسیالیسم :
سایت رسمی باهماد ناسکا و تالار گفتمان باهماد ناسکا و وبلاگ باهماد ناسکا
دوباره فعالیت خود را از سر گرفتند . آدرس های زیر :
این بهترین خبر این یکماه گذشته است . به امید روزهای طلایی .
دلیل تغییر نام وبلاگ ازهیتلررهبر کبیربه خداوند جنگ و صلح :
با وجود آنکه نام هیتلر رهبرکبیر به خوبی در اذهان همه جا افتاده
بود وطرفداران زیادی با همین نام پرمحتوا پیدا کرده بودیم . و از
سوی دیگر حدود دو سالی از فعالیت با این نام می گذشت و این
نام به عنوان نامی زیبا زیور کننده وبلاگ بود پس از مشورت با
دوستان زیادی تصمیم به تغییر نام دادن وبلاگ گرفتیم .
موضوع از این قرار بود که در ابتدا من ( فاشیسم آریایی )
می خواستم دراین وبلاگ علاوه بر مطلب نوشتن در مورد آدولف
هیتلر،مسائل روز و بقیه موارد را نیز مد نظر قرار دارد انعکاس
دهم وازآنجا که همیشه براین اعتقاد بودم که وبلاگی که نام هیتلر
بر بالای ان است نباید با مطالب دیگر ذهن خوانندگان خود را
جلب کند زیرا این کار توهین به نام بزرگ و مقدس هیتلر است .
وازسوی دیگر نام خداوند جنگ و صلح نیز یکی از القاب آن مرد
بزرگ می باشد که در همه جا فقط خداوند جنگ را بکار می برند
با وجودی که اوبارها با دادن پیشنهاد صلح خواستارصلح با دیگر
ملل ازجمله آمریکا و انگلستان بود و لجاجت این دو کشور بود که
باعث ادامه جنگ وبرافروخته شدن جنگ جهانی دوم گردید .( که
توضیح این مسئله در بحث حال حاضر ما نمی گنجد ) پس به حق
لقب خداوندجنگ وصلح شایسته این مرد بزرگ می باشد.از سوی
دیگر ازآنجا که ما را محکوم می کردند به طرف داری از ژرمان
و فردپرستی می کردند وانگ آریایی پرست نبودن بر ما می زدند
تصمیم براین گرفتیم با تغییرنام ذهن این افراد را نیزروشن نمائیم.
باشد که مثل سابق همچنان درکنارما وهمراه ما باشید و با نظرات
سازنده خود ما را به ادامه راه ترغیب کنید .
نوشته شده = فاشیسم آریایی
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -- - -
مطلب بعدی وبلاگ در مورد شجاعت ومجروح شدن این مرد بزرگ در
جنگ جهانی اول خواهد بود .
آدولف هیتلر :
هر کس که آماده باشد مرام ملی را مرام خود سازد ، تا آن حد که
آرمان عالیتری جز سعادت ملت خویش نشناسد . هر کس که فهمیده
باشد معنای سرود بزرگ ملی ما(( آلمان برتر از همه )) آنست که در
این جهان پهناور در دیده او هیچ چیز مافوق آلمان و مردم سرزمین
آن نیست ، چنین کسی سوسیالیست است .
توضیح نویسنده وبلاگ :
بی شک هر کدام از ما که خود را آریایی و ایرانی می دانیم بتوانیم
این گفته را برای ایران خود سر مشق و سرلوحه کار خود قرار دهیم
چه طرفدارآزادی وچه طرفدارحکومت فعلی وهرنوع گرایش دیگری
باشیم بدون شک موفق خواهیم بود. ودرکار خود ثابت قدم و به اندیشه
خود نیروی حرکت می دهیم .
باشد به آن امید که روزی هر کس در ایران آریایی ما یک سوسیالییت
واقعی همانطور که خداوند جنگ نازی گفته است باشیم .

نوشته شده = فاشیسم آریایی
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
مطلب بعدی وبلاگ در مورد راز صلیب آهنین آدولف هیتلر خواهد بود .