تبليغاتX
این منم کوروش و این فرمان من است شب هایتان به شادی و روزهایتان در پناه آزادی باد هیتلر ، خداوند جنگ و صلح
 

 

۴ روز جنگیده بودند؛ یک طرف لشکر ۱۲۰ هزار نفری رستم فرخزاد بود با ساز و برگ

و کمان های عجیب ،زره های سنگین ، کلاه خودهای جواهر نشان و تمام شکوهی که لشکر

یک امپراتوری می تواند داشته باشد . در سمت  مقابل در دشت  قادسیه ، ۳۰ هزار سرباز

سعدوقاص بودند که جز لباس همیشگی چیزی بر تن نداشتند . سپاه معروف ساسانی پیش از

بارها  لژیون های مخوف رومی را در هم کوبیده بود . همین ۴ روز مقاوت هم برای سپاه

پیروان دین جدید عجیب بود. اما درروزچهارم اتفاق عجیبی افتاد؛ توفان شدید وزیدن گرفت

و مستقیم به چشم ایرانیان رفت . سعدوقاص فرصت را مناسب  حمله دید.فرخزاد کشته شد

و سپاهیانش پراکنده شدند .سرنوشت یکی ازمهمترین جنگ های تمام تاریخ با توفانی عوض

شد و موبدان متعصب پس از آن تا قرن ها باد را نفرین  می کردند . اما واقعیت این بود که

این توفان ، نه در روز چهارم نبرد قادسیه بلکه از زمان خسرو پرویز شروع شده بود .

۲۱ دی ماه .۱۱ ژانویه ۶۵۱ م مصادف با قتل یزدگرد سوم ،پایان کار ساسانیان .

پادشاهی ساسانی ۴۲۵ سال طول کشید . در طول این ۴۲۵ سال ۳۸ پادشاه بر تخت نشستند.

کنار گذاشتن این دو رقم چیز چندانی نشان نمی دهد مگر اینکه بدانیم در ۴۰۰ سال ابتدای این

دوران ۲۵ پادشاه و در ۲۵سال انتهایی(قتل خسرو پرویز به بعد) ۱۳ پادشاه حکومت کردند.

عمر متوسط پادشاهی در دوره اوج ساسانی ۴۰ سال است و عمر متوسط پادشاهی در دوره

فرود آن کمتر از ۲ سال است . و تازه اگر بدانیم از این ۲۵ سال ۱۹ سالش را یزدگرد سوم

پادشاهی کرده  و آن ۱۲  پادشاه  قبلی  روی هم ۴ سال حکومت کردند نتیجه افتضاح تر هم

 می شود .توفان شن روز قادسیه خیلی زودتر این حرفها وزیدن گرفته بود .

یک پادشاهی ویک امپراتوری به وجود می آید،تثبیت می شود،مرزهایش را گسترش می دهد

برمشکلات اقتصادی و اجتماعی داخلی غلبه می کند ، تهدیدهای خارجی را ازسرمی گذراند

و آن وقت درست در اوج شکوفایی می افتد دست خسرو پرویز .

خسرو پرویز صاحب بزرگترین قلمرو پادشاهی در تاریخ ایران است .از حبشه تا چین تحت

حکومت اوست . از رقیب همیشگی  ایران - روم - چیزی جز بخش هایی از ساحل دریای

مدیترانه باقی نمانده است . اوضاع خزینه ایران طوری است که بعدها در افسانه ها از آن به

عنوان گنج بادآورد یاد می شود . خسرو پرویز به بالاترین قدرتی رسیده بود که ایران بعد از

خشایارشا به خودش دیده بود.او حتی پاسخ حمله اسکندر را هم داده بود و تا بیت المقدس را

هم گرفته بود . ظاهرا اوضاع بر وفق مراد بود.اما عاقبت همین قدرت فراوان باعث سقوط

امپراتوری می شود.خسرو پرویزکسی که لقبش پرویز به معنای همیشه پیروز بود به قدرت

خودش مغرور شد . او در نامه ای که بعد از تصرف بیت المقدس به هراکلیوس - امپراتور

روم شرقی - نوشت این طور آورد : از خسرو- بزرگترین خدایان وارباب تمام زمین - به

هراکلیوس ، بنده بی مقدار و بی شعور خود . این عنوان را مقایسه کنید با چیزی که اردشیر

بابکان و دیگر پادشاهان ابتدایی ساسانی در کتیبه های خود نگاشته اند :

اردشیر شاه یزدان پرست ، آنکه نیکویی از یزدان دارد .

حکومت خسرومانند فواره بود؛ بعد از رسیدن به بالاترین نقطه به پایین برگشت.شاه مشغول 

خوشگذرانی شد ، رومی ها بعد از ده سال تجدید قوا به ایران حمله کردند . تمام  متصرفات

او را پس گرفتند وتا نزدیکی پایتخت او تیسفون آمدند.خسرو به دست پسرش شکم دریده شد.

پسر او شیرویه ۲ سال  بیشتر بر تخت  ننشست  و در یک همه گیری طاعون مرد و پسر۷

 ساله اش به جای او بر تخت نشست.یکی ازسرداران خسرو پرویزاو را کشت. سربازانش

هم او را کشتند . ۲ نفر از دختران خسرو پرویز خواستار تخت پادشاهی شدند . یکی شان

آذرمیدخت برای رسیدن به هدفش وعده ازدواج به یکی از سرداران را داد و در نهان او را

مسموم کرد . پسر آن سردار همان رستم فرخزاد معروف وقتی  که از ماجرا با خبر شد به  

تیسفون آمد و شاه ایران را کور کرد ودیگری را به جایاو بر تخت سلطنت نشاند .

خسرو۳ هزار زن داشت و کلی ثروت های باد آورده و همان زمان در بخش هایی از ایران

قحطی برقرار بود و جنگ بی حاصل ۲۳ ساله خسرو پرویز با  روم هم مزید  بر پریشانی

اجتماعی شده بود.آری پادشاهی ساسانی به سراشیبی سقوط افتاده بود ودین تازه اسلام برای

برای  مردم آن روز حکومت ساسانی نقش مرهم را بازی کرد . و پادشاهی  ساسانی که به

خیال خام خیلی ها شکوه و جلال اولیه خود را تا آخر حفظ کرده بود با وجوی که از زمان

خسرو پرویزآن شکوه و جلال ساسانی به سوی نابودی رفته بود واردشیر بابکان کجا وامثال

خسرو پرویز و یزدگرد سوم  کجا  باعث  از بین  رفتن  تمدن  و  فرهنگ  غنی و کهن و

دین زرتشت (که به گفته محمد رسول خدا یکی از کاملترین ادیان است ) گردید .

حال نام بردن از یزدگرد سوم  و خسرو پرویز  به عنوان  پادشاهانی  لایق  و نامی کاری 

پسندیده است .

 

                    

                              قلمرو ساسانیان در زمان خسرو پرویز

 

 

مطلب بعدی وبلاگ در مورد بنیاندگذاران ساسانی و پادشاهان معروف آن و پادشاهان نالایق

ساسانی می باشد . منتظر نظرات و انتقادات  شما هستیم .

 

+ نگاشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 23:2  توسط ناسیونال سوسیالیسم آریایی  | 

 

 

باور پیشینیان درباره آرامگاه کوروش : ( گردآورنده : میترا دهموبد )

 

 

می آیند و می روند ،دخیل می بندند و نذرمی کنند ، اینجا ارامگاه  کوروش است. اینجا

پاسارگاد است . بیشترها آن را آرامگاه مادرحضرت سلیمان می خواندند . پس ازاسلام

این نام را بر آن نهادند ، همانند بناهای  بسیار دیگری که  به حضرت  سلیمان  منسوب

کردند: مزگت سلیمان (تخت جمشید) ، آتشکده سلیمان، مسجد سلیمانملک سلیمان وغیره.

باید کرامتی  رخ داده  باشد، کرامتی  که  دلیل آن  می شود  که  اتابک زنگی در این 

گستره  مسجد و مدرسه  بسازد  و  حتا  فرزندش  را در نزدیکی همین محل  به  خاک 

بسپارد . این آرامگاه زیارتگاهی ویژه زنان است ،هیچ مردی اجازه درون شدن به آن را

ندارد. جان استریس در سال۱۶۷۲ م ، پس از دیدن این جایگاه می نویسد .

(سه باربر سر قبر می کوبیدند وسه بارهم  می بوسیدند و بعد از دعای  کوتاهی  خارج

می شدند. ) اینجا آرامگاه کیست؟ در پاسخ به این پرسش استریس،  یکی ازافراد محلی

میگویداجساد حضرت نوح و همسر و فرزندان وی در اینجا مدفون است .

اینجا هم  زنان زائر بوده اند ، هم نگاهدار و هم کلیددار .  به باور این مردم این جایگاه

سپند (مقدس) است .  جایگاهی  برای  ستایش و نیایش، مکان  برآورده شدن حاجات .

می آیند و می روند ، شمع روشن می کنند ، چراغ می افروزند وباز هم دخیل می بندند.

دخیل می بندند تا  بیمارشان شفا یابد،کارشان رونق بگیرد و دخترشان شوهر کند و ..  .

هرمان نوردن به سال ۱۹۲۸م ، اینگونه می اورد:(( ساکنین اطراف این مدفن را متعلق

به مادر سلیمان پیغمبر می دانند. زنان عقیم در اینجا نذرو نیاز می کنند  ومقبره  را  به 

درگاه  خداوند شفیع  قرار می دهند تا از نعمت مادر شدن محروم  نمانند .))

نوردن درحالی براین باورمردم اشاره می کند که ۱۱۰ سال از زمانی که مشخص شده

که اینجاآرامگاه  کوروش است می گذرد . مردم  به  کرامات این  آرامگاه باور دارند.

( و باورهای دیگری که مجال آوردنش در اینجا نیست .)

این ها باورند ، باورمردمانی که درکنار این آرامگاه زیسته اند . این مردمان  به یاد دارند

که در مراسم عروسی،عصرهنگام ، روبروی آرامگاه ، حمام ترکی درست می کردنده اند

و درکنارحمام چند دیگ آب بر روی آتش می گذاشته اند، داماد را پس از سلمانی به درون 

حمام برده ،  لباس های کهنه را از تنش کنده و آب برسر و رویش ریخته ، سپس لباس نو

برتنش می کرده اند و پس از طواف  دور آرامگاه به خانه می برده اند .

این مردم  روز عاشورا را نیز همین  جا  گرد هم می امده اند ، سینه  می زده و  نوحه

می خوانده اند. عید قربان نیز در همین مکان برگزار می شده ، نماز عید  را می گذارده

و مراسم قربانی را به جای  می اورده اند . این مردم سال ها با  این باورها  زیسته اند .

اما با محصور شدن آرامگاه از سال ۱۳۵۰  دیگرازعروسی ، مراسم دیگ جوش، دخیل 

بستن و  زیارت های  جمعی  خبری  نیست ، مردم  باورهایشان  را آویز  خیال  کرده 

وحاجتشان را به ریسمان  ناپیدای زمان  گره زده اند .  چرا ؟

 

برگرفته ازکتاب آرامگاه کوروش و باورهای مردم فارس از جمشید صداقت .

منبع : هفته نامه خبری . فرهنگی امرداد شماره ۱۷۱ . یکشنبه ۶ آبان۱۳۸۶.

تذکر :

ضمنا ازاین پس جای نام فاشیسم آریایی ازنام ناسیونال سوسیالیسم آریایی استفاده می گردد .

 

 

+ نگاشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 21:16  توسط ناسیونال سوسیالیسم آریایی  | 

 
آدولف هیتلر : به هیچ وجه مهم نیست.وقتی ما فاتح شدیم هیچ کس در این باره سوالی نخواهد کرد [url=http://khanwars.ir/?recruit=2H3213][img=http://game3.khanwars.ir/signatures/ir/world_2/3213.jpg][/img][/url]