چشمانش مثل زغال برافروخته شده بود و اخبار خرد کننده .
سر جوخه هیتلر، علی رغم ماموریت های خطرناکی که انجام می داد ،
به طرز شگفت انگیزی خوش اقبال بود . هیچ وقت آنقدر جراحت جدی
برنداشت که نتواند به واحدش درجبهه بازگردد. واقعیتی که او را بسیار
خشنود می ساخت.اما در13 اکتبر 1918 – یک ماه پیش از تسلیم آلمان
به متفقین این خوش شانسی ورشادت های اودرجنگ جهانی اول به آخر
رسید . هنگامی که هیتلر وهمکاران پیام رسانش درصف منتظر دریافت
جیره غذایی خود بودند، سربازان بریتانیایی شروع به پرتاب گلوله های
انفجاری توپ در آن نزدیکی کردند . این گلوله ها حاوی گاز کلر، سمی
کشنده بودند . هیتلر و دیگران به سرعت ماسک های ضد گازشان را
گذاشتند ، اما پیش از آن در معرض گاز قرار گرفته بودند .
تا صبح روز بعد عده ای ازافراد مرده و عده ای دیگر نظیر هیتلر دچار
مشکلات تنفسی و بینایی شده بودند و هیتلر بعدها نوشت : چشمانم مثل
زغال بر افورخته شده بود . دور و برم را تاریک می دیدم .
او و دیگر قربانیان گاز را به بیمارستانی در ان نزدیکی انتقال دادند .
وضعیت دلخراشی داشتند . تمام مسافت را با حال تهوع و نابینایی پیاده
طی کرده بودند . چنان که یکی از این افراد بعدها نوشت : برای این که
گم نشویم هر کدام پشت کت نفر جلویی را گرفته بودیم و با این وضعیت
دریک ستون به لینسل رفتیم ودرآن جا کمک های اولیه دریافت کردیم .
طی چندهفته بینایی ادولف بازگشت وخیالش آسوده شد. به فکر بازگشت
به واحد خودش افتاد . اما این فکر به کلی به هم ریخت چون خبری
رسید که مضمون آن ،آن طورکه هیتلر به یاد می آورد، برای او به کلی
تکان دهنده بود .
امپراتوری آلمان دیگروجود نداشت وکمونیستها و شورشیان بر پایتخت
مسلط شده بودند . برای هیتلر زمان ناامیدی مطلق فرا رسیده بود . او به
یاد آورد که او وسربازان همقطارش چگونه جانشان را به خطر انداخته
بودند و میلیونها نفر از انها مرده بودند و تنها برای اینکه آلمان با خیانت
افراد خودش روبرو شود . او در همان حال نوشت :
(( در این روزنفرت درمن رشد کرد ، نفرت نسبت به کسانی که مسئول
این عمل بودند .)) طی روزهایی که دوره نقاهت را در بیمارستان
می گذراند،عهد کرد مقابله به مثل کند. به هرنحو باید اننتقام بی عدالتی
را که بر سر آلملن رفته بود می گرفت .

مطالب فوق برگرفته از کتاب امپراتوری هیتلر نوشته گیل بی استوارت
می باشد که توسط مهدی حقیقت خواه ترجمه وبه فارسی برگردانده شده.
توضیح نویسنده وبلاگ :
مطالب خود گویای عشق به وطن درحد واقعی درهیتلرمی باشد و دیگر
اراده و عظم پولادین او که تا اخر بر حرف خود پایدار بود و انتقام آن
ظلمی که در حق ملت آلمان شده بود را گرفت . کاش ماهم مثل او باشیم
همین و بس . !!!
نوشته شده = فاشیسم آریایی
------------------------------------------------------------------
مطلب بعدی وبلاگ سخن و گفته ای از پیشوا و توضیحی از دیده نویسنده وبلاگ
در مورد آن می باشد .